ماهانماهان، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 12 روز سن داره

ماه زندگي مامان و بابا

18 ماهگی

1393/3/27 10:19
نویسنده : مامان ماهان
97 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسر مامان پنج شنبه مورخ 22/3/93 وارد 18 ماهگی شد و مامان امتحان داشت بعد از امتحان بردمت بهداشت برای واکسن 18 ماهگی ولی گفتن که شنبه ها واکسن میزنیم  و مامانی شنبه رو مرخصی گرفت و  با دایی حمید و مامانی رفتی واکسن زدی اول قد و وزنت کرد که وزنت بود 12.800 و قدت 84 سانت و گفت که همه چیزیت عالی هست و باید روزی 5 وعده غذا بخوری و من گفتم که وعده غذایت رو با هزار بازی و کلک باید بهت بدم چه برسه 5 وعده غذا و بعد رفتیم برای واکسن زدن و کلیییییی گریه کردی الهی مامانی برات بمیره و رفتیم خونه مادر جون پیش نی نی خاله و ناهار خوردی خوابید وقتی از خواب بیدار شدی خیلی پات درد میکرد و نمیتونستی بلندی شی الهی الهی و خودتو لوس میکردی و بقیه بغلت میکردن و اینور اونور میبردنت شب کلی تب داشتی و تا صبح مامان نخوابید و فرداشم مرخصی گرفتم موندم پیش گل پسر و خدا رو شکر که بهتری و دیگه واکسنات تموم شد.

حالا از شیرین کاری های آقا پسر

پیسته = پسته

بابا میگه پسرم

ماما میگه پسری

به به میگه وقتی یه چیزی میخوره که خوشش میاد

نی نی میگه

آیی = دایی

آبیده بیده = دایی محسن منظورشه

می می = یعنی مادرجون

عمو مم = یعنی عمو محمد

حاجی = یعنی دو تا بابا بزرگاش و هر پیر مردی که میبینه

پسرم قشنگ میرقصه و پسر خاله آرمانشو خیلییی دوست داره و بهش حسودی میکنه ولی کلی هم بوسش میکنه

راستی یادم رفت بگم خیلی درگیر درس هستم و امتحان دارم برای همین وقت نکردم عکساتو بذارم تو وبلاگ و بعد امتحان هم چون اسباب کشی داریم و میخوایم بریم خونه جدیدمون کرج بازم وقت نمیکنم ولی قول میدم که بعد از اسباب کشی و  روتین شدن کارام تمام عکساتو بذارم تو وبلاگت گل پسرم

الهی زنده و پایدار باشی

دوستت دارم

مامان آرزو

پسندها (1)

نظرات (0)